وب سایت شخصی علی اصغر عنابستانی

شعر

باز باران

این روزها بیست و چهارمین سالروز زلزله رودبار و منجیل است  که منجر به پرپر شدن بیش از 40 هزار نفر از هموطنانمان گردید به یاد همه آن عزیزان این شعر قدیمی تقدیم میگردد.

یاد همه درگذشتگان گرامی باد

((قالو بلی ))

((قالو بلی ))br>> بچه ها
عشق – خدا
گل شب بو – گل پونه
پای آب
آب
آب روان
بچه ها یادش بخیر آن روزهای باصفا
بچه

تاكودك بودم شاد بودم . كودكيم را دوست دارم

تاكودك بودم شاد بودم . كودكيم را دوست دارم
******
ميون جنگل پر دام و خطر اسب سپيد بي سوار گم شده
كودكي من ميون سبزه هاي بلن

او مي آيد

باشد كه فردا از افق نوري بر آيد *******بهر تسلاي غريبان دلبر آيد
شايد شبي مظلومي از ظالم بنالد******* آهش سبب سازي كند هجران سر آيد
25/8/137

بهار جان

الا همسايه ها
گوش كنيد
من با شماها نكته اي دارم
كه رنگ روشن سرما
به روي قلبهاتان
مبادا لكه اي از تيرگي سازد
كه گرما

انتظار

دلم به قدر آسمان ابري بهار گرفته است ******* دلم براي كوچه هاي بي سوار گرفته است
كبوتران زبام ما پريده اند ******* دلم به ياد كو

منظومه درد

وباز قاصدكي -بابال خونين –
از ديده ها ميگويد :
قاصدك كوچك خسته دل
قصه غصه ها را
از مجاري ديده ها خواهد گفت :
پدري از درد

بالای صقحه