وب سایت شخصی علی اصغر عنابستانی

سایر دست نوشته ها

Notice: Undefined variable: fieldWhere in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 164 Notice: Undefined variable: shart in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 176
pdf

"علي وفقي" كيست؟

انتصاب عضو افراطی دفتر تحکیم به‌عنوان مسئول ستاد دانشجویی موسوی مهندس ميرحسين موسوي پس از اعلام كانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري طي نامه اي به رييس ستاد انتخاباتي خود خواستار "جذب و استفاده از افراد متعهد به ارزش‌هاي انقلاب اسلامي، پايبند به آرمانهاي امام خميني(ره) و استوار در جهت برقراري و حفظ استقلال، آزادي، عدالت و حمايت از مستضعفان"(1) شد و تأكيد كرد كه "در انتصاب مسئولين ستاد به‌ويژه استانها دقت لازم صورت گيرد تا افرادي كه انتخاب مي شوند صالح، معتقد و مؤمن به نظام جمهوري اسلامي و در سطح ملي و استان خوشنام باشند."(2) پس از اين ابلاغيه، سايت قلم نيوز، ارگان رسمي ستاد انتخاباتي موسوي، با فردي به نام "علي وفقي" به‌عنوان رييس كميته دانشجويي ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در استان تهران مصاحبه كرد(3) كه با توجه به تأكيد قبلي ميرحسين موسوي بر "تعهد و خوشنامي" مسئولان ستاد انتخاباتي‌اش، انتصاب چنين فردي در رأس فعاليت‌هاي دانشجويي ستاد انتخاباتي موسوي، شگفتي ناظران سياسي را برانگيخت. اما "علي وفقي" كيست؟ "علي وفقي" در وبلاگ شخصي‌اش، خود را دانشجوي كارشناسي ارشد عمران دانشگاه شريف و عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت -البته طيف غير قانوني علامه- معرفي كرده است.(4) يك جست‌وجوي ساده اينترنتي با هدف يافتن سوابق آشكار وي حكايت از آن دارد كه "علي وفقي" در تمام سال‌هاي اخير به عنوان فردي افراطي در آشوبهاي دانشجويي به ايفاي نقش پرداخته است كه در اينجا به بخش كوچكي از سوابق وي در به آشوب كشيدن محيطهاي دانشگاهي اشاره مي شود: 1- بازداشت در سالگرد 18 تير: "علي وفقي" در 18 تير 86 به دليل ايجاد آشوب در دانشگاه اميركبير به همراه 5 آشوبگر ديگر با يك قرار بازداشت 2 ماهه رهسپار زندان اوين شد. در همين رابطه، روزنامه اعتمادملي نوشت: «6 تن از اعضاي شوراي مركزي تحكيم امروز صبح از مقابل دانشگاه اميركبير تهران بازداشت شدند. اعضاي شوراي مركزي تحكيم امروز تحصني اعتراض‌آميز به تداوم بازداشت دانشجويان دانشگاه اميركبير را آغاز كرده بودند. گزارش شاهدان عيني از درگيري دانشجويان پيش از بازداشت با پليس حکايت دارد. محمد هاشمي، علي نيکونسبتي، مهدي عربشاهي، بهاره هدايت، حنيف يزداني و علي وفقي اعضاي بازداشت شده شوراي مرکزي تحکيم هستند."(5) 2- علي وفقي پيش از اين نيز در نوزده آبان 85 با انتشار مطلبي در وبلاگ خود نظام جمهوري اسلامي را به دشنه كشيدن بر چهره دانشگاه متهم كرد و مدعي شد: "روزهاي سختي به دشنه سلطه و اقتدار بر درخت پربار دانشگاه حک می شود تا یادگاری شب تاری دیگر باشد. طرح انقلاب فرهنگي و سلطه بر دانشگاه كه پيش از اين آرزويي باطل و اوهامي ناممكن مي نمود پازل‌وار، قطعه قطعه به دست اقتدارگرايان تكميل مي‌شود. اين اقدامات بدينجا و اين موارد ختم نخواهد شد و نشان از عزم جدي اقتدارگرايان براي سلطه بر دانشگاه‌ و تبديل آن به زائده‌ ماشين قدرت سياسي دارد. در زمانه ویرانه ای که وای جغدی هم نمی آید به گوش، جنبش دانشجويي بايد طرحی نو دراندازد و بدون نااميدي با اراده و تصميم مستحكم فعاليت خود را ادامه دهد تا که زمان فرا رسد و تیره فلک را سقف بشکافد."(6) 3- علي وفقي در 18 خرداد 86 طي سخنراني در جمع تعدادي از دختران دانشجو، تفاوت در ديه زن و مرد را اهانت به دانشجويان دانست. به گزارش ايلنا، "علي وفقي" با بيان اينكه نابرابري ديه زن و مرد نه تنها اهانت به 65 درصد دانشجويان دختر كه توهين به تمام دانشجويان است، گفت: علماي شيعه بايد از اخباريون و اشاعره تمايز داشته باشند. صرفاً وجود روايتي نمي‌‏تواند دليل كافي براي حكمي باشد. رواياتي نيز مبني بر حرام بودن شرعي شطرنج وجود دارد، اما اين مسئله به راحتي با اجتهاد حل شده است. به نظر مي‌‏رسد در مورد مسايل زنان، ديدگاهي مردسالارانه عرصه را تنگ كرده است. عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با تأكيد بر اينكه آنهايي كه علوم دانشگاهي را لاشه مي‌‏خوانند، بهتر است نظر خود را در مورد حوزه‌‌ بي‌‏اجتهاد بيان كنند، گفت: اگر حوزويان اجتهاد را فراموش كنند دانشگاهيان فقه را به فراموشي كامل خواهند سپرد."(7) 4- علي وفقي در 8 مهر 86 با انتشار يادداشتي تحت عنوان "شرافت روحانيت" حكومت ديني را به ناديده انگاري "شرافت" متهم كرده و مدعي شد: "آنگاه که بنای حکومت بر ستون شریعت استوار شود، قدرت، وجاهت از دیانت، عاریت می گیرد و فضیلت شرافت نادیده انگاشته می شود. زیر سقفی چنین، مدعیان دیانت را رسومی است و اصولی در حدودی. هر که این حدود مراعات نکند، اصول و رسوم شکسته است و مجازاتش واجب گشته است."(8) 5- علي وفقي در تجمع غيرقانوني تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميركبير سخنراني كرد و سخنان خود را نيز با توهين به رييس جمهور همراه كرد. گزارش يك سايت ضدانقلاب ماركسيستي از سخنراني وي در اين تجمع غيرقانوني: "علي وفقي ديگر عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت نيز با انتقاد از احمدي نژاد به ‏دفاع از دانشجويان زنداني پلي تکنيک پرداخت و آن‌ها را "قربانيان يک سناريوي بي‌آبروي امنيتي" توصيف کرد. وفقي ‏خطاب به احمدي نژاد گفت: "آقاي احمدي نژاد شما با سعه‌ي صدر و تحمل به سخنان رييس دانشگاه کلمبيا گوش کرديد. ‏من هم به عنوان يک دانشجوي ايراني مي خواهم يک چيز خطاب به شما بگويم خواهش مي کنم که با همان سعه‌ي صدر و ‏تحمل به حرف من هم گوش کنيد: آقاي احمدي نژاد! شما يک ديکتاتور حقير و کوچک هستيد." اين سخنان وفقي با تشويق شديد حضار رو به رو شد و بار ديگر شعار مرگ بر ديکتاتور که يک بار پيش از اين در 20 ‏آذر 1385 در سخنراني احمدي نژاد در پلي تکنيک شنيده شده بود و 2 هفته پيش همزمان با سخنراني احمدي نژاد در ‏دانشگاه تهران نيز بارها سرداده شده بود، در صحن پلي تکنيک، طنين انداز شد.‏"(9) 6- علي وفقي در 25 آذر 86 نيز با انتشار يادداشتي ديگر اصلاح طلباني را كه دل در گرو آرمان‌هاي دهه 60 دارند اصلاح طلبان پسرو خواند و ضمن آنكه خواستار مرزبندي جدي با آنان شد، نوشت: "اصلاح طلبان 3 دسته‌اند: اصلاح‎طلبان پیشرو، اصلاح‌طلبان پسرو و دسته ای دیگر آنهایی که بنا به شرایط و در موقعیت‌های مختلف و تحت تأثیر فعالیت 2 گروه پیشین به دسته اول یا دوم می پیوندند. اصلاح طلبان پیشرو دیدگاهی مدرن داشته و مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی و حقوق بشر را باور دارند و برخی از شجاعت و جسارتی نیز در پیگیری این مفاهبم برخوردارند. اما اصلاح طلبان پسرو که بعضاً از فعالین جوان دهه 60 نیز هستند، معتقد به پندارهای آن دهه می باشند و برخی به صراحت نیز از پاره ای اعمال گذشته که اصلاح‌طلبان پیشرو آنها را اشتباه می دانند، دفاع می کنند. این دفاع صریح نیز نشان از تمایل اصلاح طلبان پسرو در بازگشت به گذشته دارد؛ این دسته از این لحاظ اشتراک برجسته‌ای با محمود احمدی‌نژاد دارند. اقدامات و تحرکات اصلاح‌طلبان پسرو در شرایط حاضر، موضوعی بسیار مهم است که توجه به‌آن بایسته و شایسته است. این دسته از اصلاح طلبان، برانگیزاننده اختلافات بین اصلاح طلبان مدعی اصلاحات با جنبش‌های اجتماعی هستند چرا که عملاً رؤیای بازگشت به گذشته را در سر می پرورانند، در حالی که اشتباهات گذشته و نابسامانی‌های حاصل از آن باعث ظهور و قوت یافتن جنبش‌های اجتماعی با مطالبات تغییر گذشته و اتخاذ شیوه‌ای نو شده است. اصلاح طلبان پسرو اعتقادی عمیق به آزادی، تکثر و دموکراسی ندارند و عملاً به لحاظ سیاسی بسیار انحصارطلب، به لحاظ عملی خودپسند و خودشیفته و به لحاظ فکری بسیار متحجر و دگم هستند. آنچنان که از افکار و اعمال این دسته بر می‌آید، تنها برای کسب قدرت منازعه می کنند و اختلاف دیدگاه چندانی با حاکمیت فعلی ندارند. به نظر می رسد آنچه را نیز به نام آزادی و مردم سالاری مطرح می‌کنند، تنها به خاطر ایجاد جبهه ای برای سهم خواهی در برابر حاکمیت فعلی است. اصلاح طلبان پسرو تفاوت مهمی با احمدی نژاد ندارند، تنها دست تقدیر نام اصلاح طلب بدان ها نهاده است. این دسته به جامعه و مطالباتش نگاه چندانی ندارند و آنچه را هدف اصلاحات می دانند که خود می پندارند و می خواهند. راهکار موجود پیش روی اصلاح طلبان و جبهه شکست خورده اصلاحات پالایش خود و مرزبندی آشکار با اصلاح طلبان پسرو و تکیه بر اصلاح طلبان پیشرو با فراهم آوردن امکان فعالیت بیشتر برای آنها و حمایت از ایشان می باشد. آنچه که اصلاح طلبان پسرو به اشتباه علل ناکامی اصلاحات عنوان می کنند، آدرس غلطی است که نقض غرض بوده و اساس اصلاحات را نادیده می انگارد. در حالی که یکی از علل اصلی ناکامی اصلاحات، تأثیر و وجود و افکار و القائات این دسته بوده است. حضور این افراد در جبهه اصلاحات نه تنها کمکی بدان نمی‌کند، بلکه مانعی برجسته است. در صورت عدم پالایش، اصلاح‌طلبان رفته رفته سیر کلی انزوا را خواهند پیمود و بیشتر به انفعال فرو خواهند رفت چرا که از مطالبات جامعه دور خواهند ماند. جنبش های اجتماعی بر پایه مطالبات جامعه راه خود را یافته و قوت خواهند گرفت و اصلاح طلبان با تکیه بر گذشته و دور ماندن از این جنبش ها منزوی خواهند شد."(10) 7- علي وفقي در 8 مرداد 87 در نشست شاخه جوان حزب مشاركت و در كنار چهره‌هايي نظير احمد شيرزاد، عليرضا هندي -عضو شوراي مركزي نهضت آزادي-، محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت آزادي و رضا عليجاني از فعالين ملي- مذهبي حضور يافت و ضمن سخنراني در اين جلسه يكبار ديگر نظام جمهوري اسلامي را به برخورد امنيتي با دانشجويان متهم كرد و مدعي شد: «متأسفانه با وجود اين‌كه حق اعتراض مسالمت‌آميز توسط قانون اساسي مورد تضمين قرار گرفته است، با فعالين دانشجويي برخورد امنيتي صورت مي‌گيرد.»(11) 8- علي وفقي يكي از گردانندگان اصلي تجمع ضد انقلابي 18 آذر 86 دانشگاه تهران بود. گفتني است اين تجمع با محوريت گروه‌هاي ماركسيستي و تجزيه‌طلبان كرد برگزار شده بود. وفقي در دفاع از اين اقدام خود مي نويسد: "در پی برگزاری تجمع باشکوه 18 آذرماه توسط دفتر تحکیم وحدت، در کنار تحسین ها و حمایت ها، پاره ای انتقادات و گلایه ها نیز از سوی برخی اشخاص حقیقی یا حقوقی، سربسته یا شفاف مطرح شد. انتقادات غالبا از دیدگاهی وطن دوستانه بر می‌خواستند و نگرانی از حضور برادران کردمان در تجمع که مبادا آب در آسیاب تجزیه‌طلبان این مرز و بوم ریخته شود. سخن از برادران کرد شرکت کننده در تجمع، سخن از اقوام میهن، سخن از پاره پاره وطن و کردستان که تکه‌ای از ایران است. پرسش اصلی اینجاست که آیا اگر اجحافی نسبت به گروهی از مردمان این دیار می‌رود حق ندارند فریادی بر آورند؟ منتقدان می گویند به تمام ملت ظلم می رود و ملت باید یکپارچه معترض باشند نه دسته دسته. سخن بس به جاست اما ظلم مضاعف چه؟ آیا اینها گوشه ای از اجحاف دو چندان به کردستان نیست؟ آیا اعتراض فرزندان فرهیخته مردمان کرد اتفاقی که بارها در تجمع 18آذر رخ داد، مجاز نیست؟ آیا ایرانی بودن‌امان حکم نمی کند که ما نیز دوشادوش دانشجویان كرد، که عزم فریاد کرده اند، به این تبعیض‌ها معترض باشیم؟ آری؛ سخن بسیار به‌جایی است که همه یک‌صدا ستم ها را فریاد زنیم؛ تحکیم نیز عزم چنین کاری کرده است که دانشجو را فریاد می زند، معلم را، زن را، کرد و لر و بلوچ و ترک را، کارگر را و…"(12) ادامه سخن حوصله خواننده محترم را به پايان مي برد. جستجوي اينترنتي نشان مي دهد كه نام "علي وفقي" بر تمامي بيانيه ها و نامه هاي سرگشاده اي كه اركان نظام را مخاطب قرار داده و جمهوري اسلامي را به ظلم و سركوب متهم مي كنند ؛ ثبت شده است. با اين اوصاف يك‌بار ديگر نامه ميرحسين موسوي را در انتصاب رييس ستاد انتخاباتي‌اش مرور كنيم: مهندس ميرحسين موسوي در نامه خود خواستار "جذب و استفاده از افراد متعهد به ارزشهاي انقلاب اسلامي، پايبند به آرمانهاي امام خميني(ره) و استوار در جهت برقراري و حفظ استقلال، آزادي، عدالت و حمايت از مستضعفان" شد و تاكيد كرد كه " در انتصاب مسئولين ستاد بويژه استانها دقت لازم صورت گيرد تا افرادي كه انتخاب مي شوند صالح، معتقد و مومن به نظام جمهوري اسلامي و در سطح ملي و استان خوشنام باشند." اكنون با اين انتصاب مشخص است كه آقاي مهندس موسوي يا در تعريف "تعهد و خوشنامي" به قرائت جديدي دست يافته و يا آنكه در جلوگيري از نفوذ غيرمتعهدين بدنام به ستاد مركزي خود ناتوان است. امري كه در هرحال يا از "انحراف" و يا از "غفلت و ضعف" حكايت دارد و در هرحال، نگراني ناشي از حضور نفوذي‌ها در ستاد دولت احتمالي ايشان را دامن مي‌زند.