وب سایت شخصی علی اصغر عنابستانی

خاطرات

يك كار قابل تقدير

امروز4/12/84 بازدیدی از یک کار تاثیر گذار وبسیار زیبای مذهبی داشتم که واقعا حیفم آمد آن را ننویسم .بچه های پایگاه بسیج شهدای صدخرووهیات پیروان ولایت ا

خاطره:احترام برای آستین یا انسان؟

برای شرکت در مراسم عروسی فرزند یکی از همکاران به یکی از تالارهای شهر میرفتیم .در بین راه پسرم که از تشریفات رابج فرمانداری خسته است گفت :الان باز تا و

خاطره:گوسفند یا فرماندار!

جشن باکسازی بیسوادی را در یکی از روستاهی بخش جوین برگزار میکردند مراسم در محوطه باز میدان روستا و در فضای باز و زیرسایه درختان سربه فلک کشیده برگزار

یادی از یک شهید وخانواده اش

شهید محمد عنابستانی...نه بهتر است نام کامل اورا بنویسم .شهید محمد صالح ....محمد صالح ....محمد صالح .... وقتی خبر شهادت همزمانش را باشهید عباس عنابستا

خاطره: لیوان آب

شب 22بهمن یادواره سردار شهید علی برفبانی و 11شهید روستای برقبان در آن روستابرگزار شد و من سخنران مراسم بودم چون دیر وقت بود و قبل از من حجت الاسلام ثب

بالای صقحه