وب سایت شخصی علی اصغر عنابستانی

مقالات

Notice: Undefined variable: fieldWhere in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 164 Notice: Undefined variable: shart in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 176
pdf

40 سوال از روزنامه سالداران، 40 پاسخ از عنابستانی

مقدمه :
اوایل اردیبهشت ماه امسال بود که مدیری جوان بعنوان بیستمین استاندار چهارمحال وبختیاری اداره امور استان را بعهده گرفت تا استانداران غیر بومی همچنان در سپهر سیاست این استان رکوددار باشند.واین بار استانداری از دیار بیهق واز همشهریان ابوالفضل بیهقی از دل دولت دهم آمد ه بود تا ظاهرا پایان بخش همه اختلافات داخلی میان سیا سیون استان باشد. سیاسیونی که نتوانستند آستانه تحملشان را بالاببرند ودرکنار استانداری بومی به تمشیت امور استان بپردازند وآنچنان دامنه اختلافاتشان بالا گرفت وحرف وحدیث ها زیاد شد که رئیس دولت دهم عطای ابقای مدیران ارشد بومی را به لقایش بخشید وتصمیم گرفت تایکی از مسئولان ستاد انتخاباتیش را از شهر سبزوار بدین استان گسیل دارد تا فصل الخطاب همه منازعات سیاسی باشد.این استاندارجوان علی اصغر عنابستانی نام داشت و آمد تا کلید استان را از مهندس رجبعلی صادقی تحویل بگیرد.9ماه و15 روز از تکیه زدنش بر مسند استاندار در ساختمان چهارراه دولت می گذرد ودراین مدت تلاش کرده تاهمگان را به کارکردن وتلاش برای رسیدن به توسعه پایداردعوت نمایدو آتش والتهاب اختلافات کاذب را فرونشاند اما در این مسیر سختی ها ومشکلات باقیمانده همچنان خودرا به رخ استاندار بیستم می کشند. اینکه او چقدر در اداره امور استانی که بفرموده نماینده محترم ولی فقیه «شیرخواره گانش هم شیر خوردن از سینه مادر را بر اساس تفکر سیاسی انتخاب می کنند !!!!!» ،موفق بوده یا نه ؟امری است که برای ارزیابیش هنوز زوداست ونیاز بیشتری به زمان حس می شود . عنابستانی به تبعیت از رئیس دولت دهم مدیری رسانه ای است وهمیشه در این مدت در معرض پرسش ها قرار گرفته وسوالات راهم با حوصله جواب داده. قراری با ایشان گذاشتیم تا ما نیز از دغدغه هایمان بگوئیم وسوالاتی را از جنسی دیگرمطرح کنیم . او از این گپ وگفت مطبوعاتی بعنوان اولین نشست اختصاصی با نخستین روزنامه استان چهارمحال وبختیاری با رویی گشاده استقبال کرد وآنچه که از نظرتان می گذرد " پرس وشنیدی" بی رودربایستی ،صریح وبی پرده است،هرچند که معتقدیم سوالات فراوانی برزمین مانده است که ضیق وقت اجازتمان نداد.باقی بقایتان.
*آقای عنابستانی بعنوان اولین سوال بفرمائید چگونه شد که شما بعنوان استاندار چهارمحال وبختیاری انتخاب شدید؟
عجب سوال سختی پرسیدید ،معمولا این سوال را همان اوایل می پرسند.الان 9ماه وده روزاست که خدمت شماهستیم
* بهرحال برای ثبت درتاریخ لازم است .
جناب آقای رئیس جمهور به ما لطفی داشتند ،ازهمان روزهای ابتدایی شروع بکاردولت دهم جاهای مختلفی را برای خدمتگزاری درکسوت استانداری پیشنهاد دادندکه هرکدام بدلایلی نشد.نه اینکه مانخواهیم ،بعضی ها را مانخواستیم یکی دوجا را ما می خواستیم که بدلایلی نشد.سپس تصمیم گرفته شدکه من بروم نهاد ریاست جهموری وسازوکاری درست شد که بعنوان معاون اجتماعی دستیارارشد رئیس جمهور مشغول بکارشدم. چهل ،پنجاه روز بیشترنبودکه نزدیک رئیس جمهور بودیم و ایشان رابیشتر می دیدیم تا اینکه یک روز بما گفتند شما بیا برو چهارمحال وبختیاری وماهم گفتیم روی چشممان و آمدیم اینجا.
* چه شناختی از چهارمحال وبختیاری داشتید؟
قبل ازاینکه بعنوان استاندار بیایم ،فقط اینجارا یک استان زیبا می دانستم وهیچ ذهنیت دیگری نداشتم قبل از این سعی کرده بودم که یک ایرانگرد خوبی باشم وقبلا بعنوان گردشگر یکبار به این استان آمده بودم.ولی بعدازاینکه توفیق شد که بعنوان استاندار به اینجا بیایم آنوقت یک مطالعه همه جانبه رابرای ورود به چهارمحال وبختیاری آغاز کردم وفکر می کنم که با اطلاعات کامل آمدم به اینجا.
* چه کسانی به شما کمک کردند این اطلاعات کامل را بدست بیاورید ؟
خیلی ها ،اولا الان عصر ارتباطات واطلاعات است وخیلی نیاز نیست آدمها کمک کنند .دردنیای امروز براحتی با یک جستجودر اینترنت هرچه بخواهید بدست می آورید. ولی افرادی بودند که ارتباطات قبلی با آنها داشتیم ودوستانی از چهارمحال وبختیاری داشتم که در مشهد درس میخوانند یا کارمی کردند ویک تعداد از دوستان ما که ازقدیم ازبزرگان چهارمحال وبختیاری هستند والان از مدیران کشور هستند بالاخره کمک کردند واز اینها اطلاعات زیادی گرفتیم مثل آقایان فروزنده ،مرتضوی ،فرهادی ومثل اینها کسانی بودند که به من کمک کردند برای شناخت استان.
* فکر می کنید چقدر به شماصادقانه اطلاعات دادند ودر جهت گیری فکری شما موثر بودند؟
خیلی زیاد ، من ازهیچکدام ازدوستان که با آنها مشورت کردم اطلاعات غیر صادقانه ندیدم.
* یعنی باعث نشد ند که شما یک ذهنیت خاص وسمت وسوی خاص پیدابکنید؟
طبیعی است بالاخره کسی که میاید در جایی مسئولیتی را بعهده بگیرد باید اطلاعات را از کانالهای مختلف بدست بیاورد .این کانالها اگر یک کانال باشدطبیعتا فکر یک جهت ساخته می شودوباید از آن پنجره نگاه کنیم به حوزه مدیریت مان. اما چون کانالهای من متعدد بود وزاویه های نگاه متعددی وجود داشت من کاملا با علم واطلاع اما با ذهنی خالی نسبت به قضاوت در حوزه های مختلف وارد استان شدم.قضاوت هایم را گذاشتم که وقتی دراستان کارکردم .شما مثلا در حوزه انتصابات دیدید که این تصور می شد ما فورا که وارد شدیم شروع کنیم به جابجا کردن افراد که من نمی پسندیدم این روش را درانتصابات. من معتقدم که مدیر باید بیاید وبا همان تیم موجود بتواند کارکندودرفرآیند حرکت هرجا که نیاز به تقویت تیم بود ،حالا چه باتعویض وچه با سازوکارهای دیگر این تقویت را انجام دهد.ماهم تلاشهایمان را همینجوری کردیم وشناختمان را براساس شهود انجام دادیم نه بر اساس اطلاعات.
* حالا با گذشت 9 ماه از حضور شما در اینجا تعریف جدیدتان از استان چیست ؟
استان چهارمحال وبختیاری استان بسیار پرظرفیتی است که از ظرفیت هایش استفاده نشده است.
* فکر می کنید در دولت نهم چقدر زیر ساخت های اجرایی وعمرانی وتوسعه ایی انجام شده که کار شمارا راحت کرده است؟
بسیار زیاد .من درمراسم معارفه وجاهای دیگر مکررا گفته ام که دولت نهم این استان را روی ریل پیشرفت انداخته است.بالاخره استارت چند صعنت بزرگ خورده شده است ،منظورم این نیست که صنایع بزرگ حتما شق القمر میکنند ویک اشتغال عجیب وغریب براه می اندازند ،این صنایع نفعی که برای استان دارند جایگاه استان را در حوزه عمومی واعتماد به نفس مردم را بالا می برند .امروز صعنت فولاد ،کارخانه جدید سیمان وضعیت مطلوب ومناسبی دارند وامیدواریم که از ابتدای سال جاری عملیات اجرایی پالایشگاههانیز آغاز بشود.
* با تعریفی که شما ارائه می دهید ،اخیرا آقای بابااحمدی یکی از نمایندگان استان گفته است که از مجموع مصوبات سه سفر، یکی دو درصد بیشتر اجرایی نشده است چه پاسخی دارید؟
اینجوری نیست ،بالاخره آقایان نمایندگان عزیزمان مختارهستند که اظهارنظر بکنند من در خصوص اظهارنظرهای آنها پاسخی نمیدهم ،اما من گزارش کار خودم وگزارش کار دولت را باید به مردم بدهم ولی واقعا اینجور نیست که می گویند.وقتی می گوییم که 98 درصد مصوبات سفر اول اجرایی شده است معنایش این نیست که 98 درصد کارها تمام شده وتحویل گردیده است .خیر ،می خواهیم بگوییم که کارهای اداری وتخصیص بودجه تمام شده وازاینجا به بعد کارها طبق روال انجام می شود.ما محکم روی این عدد ایستاده ایم وهمه چیز مشخص است ،عدد و آمار داریم ،لیست داریم ومشخص هستند .اجرایی ها مشخصند ووهرجا که اجرایی نشده دوستان بگویند وایراد بگیرند .لذا اعلام میکنم که 98 درصدمصوبات سفراول ،92 درصدمصوبات سفر دوم اجرایی شده واز سفر سوم هیچ برآوردی الان ندارم ولی انشاالله اولین بر آورد مان را از اجرایی شدم مصوبات در اوایل سال آینده اعلام می کنیم.
* فکر می کنید دلیل مخالفت نمایندگان استان با انتصاب شما چه بوده ؟
مخالفتی نداشتند
* دقیقا مخالف بودند نامه نوشتند ،شما چرا انکار می کنید ؟
من که ندیدم
* باشه ما می پذیریم که شما ندیدید !!، شما به کرات گفته اید دربین مدیران استان روحیه ضد توسعه وجود دارد به نظرشما علت چیست ؟
باید کارفرهنگی بکنیم ،دلیلش این است که هنوز چشم انداز پیشرفت خوب نشان داده نشده است ،یعنی پنجره زیبایی از توسعه وپیشرفت را به مردم نشان ندادیم ،سازوکارتازه ایی از روش زندگی را مردم فرا نگرفته اند.احساس من این است که نگاهامان کوتاه ومقطعی است،باید کارفرهنگی بکنیم .اینکه می گویم یک فضای عمومی در واقع ضدتوسعه است ،شاید هم کلمه ضد توسعه خوب نباشد اما این در عموم هست،در مدیران هست ،در نخبگان هست،آنوقت به رده عامه هم سرایت می کند.مثلا می خواهیم پروژه ایی را ایجاد بکنیم ،سرمایه گذار را می آوریم وباید همه دست بدست هم بدهیم که سرمایه گذار بماند ،مجموعه مدیریتی ،نخبگان همه باید بیایند وفضا را برای سرمایه گذاری ونگه داشتن آن فراهم کنند ولی شاهد هستیم که هیچکدام از این اتفاقات نمی افتد.مثلا مدیران می گویند ما بیائیم مقدمات را فراهم کنیم که یکی دیگر سود ببرد؟این را من در استان شنیده ام !!.در حالیکه باید گفت بله سرمایه گذار باید سود ببرد،اگر که سود نبرد به استان نمی آید...
* قبول دارید که بعضی وقتها قوانین هم دست وپا گیر ومانع هستند ؟
بله ،آنهم هست دست وپاگیری قوانین مال همه کشور است .اینکه ما توفیق نداریم ما باید خودمان را اصلاح کنیم.چرا با همین قوانین دست وپاگیر در دیگر نقاط کشور می توانند سرمایه گذاررا جذب بکننداما با همین قوانین نمی توانیم سرمایه گذاررا جذب بکنیم
* فکر می کنید تعمدی در کار است ؟
نه تعمدی نیست ،عرض کردم باید کارفرهنگی بشود. باید نگاهمان نگاهی بلند باشد وکمی دورتر را ببینیم تا مسائل حل می شود.الان در فضای مدیریتی استان خیلی تلاش کردیم تا این موضوع حل بشود .با جلسات مختلفی که گذاشته ایم واسم آنهم جلسات هم اندیشی هست وتا کنون هم 14 جلسه برگزار شده ،سعی کرده ایم در این جلسات مسیر توسعه استان را تبیین کنیم والان فضا خیلی فرق کرده است.ولی هنوز این تفکر وجود دارد بخشی هم مربوط به سازوکارتصمیمات غلط ما مدیران در گذشته است که امروز خودش را نشان می دهدکه بخشی از کار هم مربوط به این موارد است وهمه اینها در کنارهم بعنوان یک بسته باید تعریف واصلاح شود.مثلا ما یک سرمایه گذار آورده ایم که نیروگاه 550 کیلوواتی لردگان را اجراکند ،تا بسیاری از مسائل استان وآن شهرستان حل شود همه کارها انجام شده مجوزات لازم صادر شده زمینی که قرار بوده یک هفته ایی تحویل شود الان چهارماه است که تحویل نشده !!
* دلیلش چه بوده است ؟
به همین دلایلی که عرض کردم .دلایلی همچون نگاههای بسته عدم جسارت وشجاعت در تصمیم گیری های جدی ،مقاومت های محلی ومنطقه ایی هم هست.عزیزی آنجا در زمینی که متعلق به دولت بوده کشاورزی می کرده باید دولت می رفته جلویش را می گرفته ،ملاحظه کردند واین کاررا نکردند امروز که دولت زمین خودش را می خواهد بگیرد وبدهد به یک طرح عمرانی وتوسعه ایی آن فرد مانع می شود .وباز تصمیم گیریهایمان آنقدر غلط بوده تااین موانع که قبلا بروز می کرده برای اینکه مسئله را حل کنند می رفتند به آن کسی که هیچ حقی نداشته است یک سری امتیازهایی می دادیم واین امتیاز دادن به افرادی که هیچ حقی نداشته اند باعث شده است امروزبا حجم وسیعی از کسانی مواجه شویم که حرفه ایی جلوی انجام پروژه ها را می گیرندتا امتیازی بدست آورند.حرفه ایی هم هستند ،عموم مردم نیستند ،مردم خیلی مردم خوبی هستند،در استان موارد متعددی وجود دارد که بصورت حرفه ایی جلوی پروژه ها را می گیرندکه همان آدمهای مشخص هستند!!،می بینیم که در حوزه های مختلف با اشکال متنوع حضوردارند وردپایشان پیدااست .همه یک تیم هستند خواهر ،برادر ،داماد،رفیق ،شریک و... هستند.جلوی اینها را باید بگیریم که ابته کارسختی است چون می روند فضاسازی می کنند.
* خب ،چرا با این گروه برخورد انتظامی وقضایی نمی کنید ؟
درمواقعی که لازم شود اینکاررا می کنیم.اما عمده کارمان باید کارفرهنگی باشد.یعنی باید فرهنگسازی کنیم ،اینها فضاسازی می کنند ،فضای عمومی را تحریک می کنند ،تهییج می کنند ،مثل این موارد را دراستان خیلی داریم که الان کمترشده ولی من به دستگاههای اداری واجرایی بشدت تاکید کرده ام که هیچ پروژه ایی وطرحی به بهانه مسائل اجتماعی نباید تعطیل شود. مسائل اجتماعی یعنی چه ؟ یا نظرات کارشناسی را قبول داریم یا نداریم ؟ اگرقبول داریم وفقط نظر کارشناسی را می فهمیم ومسیرحقوقی را ،اگر کسی مدعی مالکیت عرصه ایی هست طبیعتا باید برای ادعایشان اسنادی را ارائه کندوقانون هم براشان حقی قائل است.
* آقای استاندار ارزیابی خودتان از مدیران فعلی چیست ؟
ببینید مجموعه مدیریتی استان مجموع خوبی است ،ما بارها عرض کردیم که نفربه نفر مدیران استان را خوب ،پرتلاش وزحمتکش می دانم ،اما بر آیند اینها را بر آیند خوبی نمیدانم.چرا؟ من معتقدم که هر مدیری باید یک چرخ دنده ای بشود که گیر کند به سازوکارهای دیگر تا مجموع این چرخ دنده ها موتور مارا حرکت بدهد. الان همه مدیران تلاش می کنند اما این چرخ دنده ها ساییده است ،به همدیگر گیر نمی کنند وچون به همدیگر گیر نمی کنند موتوروچرخ را بحرکت در نمی آورند!!
* پس با این تعابیر شما ضرورت تغییرات حس می شود ؟
نه ،ضرورت تغییر در نگاه حس می شود ،ما تغییراتمان زیاد است الان با انتصاب معاون جدید سیاسی وامنیتی تا کنون 41 مدیر با احتساب بخشداران را تغییر داده ایم ....
* اما این تغییرات محسوس نیست ؟
من می توانم لیستش را با اسم بدهم تا تغییرات محسوس شود،اما به اندازه تغییر 41 مدیر که یک سوم مدیران استان هستند من تغییری وحرکتی در مدیریت استان نمی بینم وشما هم می فرمائید که محسوس نیست !!چون تغییر فیزیکی را لازم نداریم ،ما تغییر در نگاه را لازم داریم .من شعارداده ام که مدیریت ما دراستان باید سه خصوصیت داشته باشد،خدا محور ،جامع نگر وتحول گرا باشد. بیشتر باید جامع نگری حاکم شود بر مدیریت استان وقتی جامع نگر بودیم این چرخ دنده ها با هم درگیر می شوند واستان می چرخد ،الان جامع نگری نیست .مثالی بزنم برای شما ،به منابع طبیعی می کویم این زمین را برای این پروژه بدهید ،منابع طبیعی نگاه می کند ومی گوید اگر این زمین را بدهم یک عرصه ای را از دست میدهم ومی گوید نمیدهم....
* درواقع حاکمیتش بهم می خورد؟
بله حاکمیتش بهم می خورد .در حالیکه وظیفه اش حفظ منابع طبیعی است وباید به صعنتگر یا سرمایه گذار بگوید که من این زمین را می دهم این مقداردرخت دارد وشما ضمن حفظ این درختها باید دوبرابر دیگر هم درخت بکاری ،منابع طبیعی نباید بفکر عرصه حکومتی خودش باشد باید بفکر حفظ منابع طبعی باشد البته الان مدیریت جدید منابع طبیعی اینگونه نیست ونگاه خوب شده این مثال را زدم که بگویم در همه استان نگاه ها همینجوری است که باید تغییر کندوجامع نگر شود تا وقتی نوع نگا ه در استان بخشی نگر وجزیره ای است حرکت استان رو بجلو نخواهد بود.ما باید در مدیریت استان نوع نگاه را تغییر بدهیم .بعضی جاها مستلزم تغییر افراد است وبعضی جاهای دیگر مستلزم تغییر فکر است.
* شما از بدو ورودتان روی موضوع اشتغال مانور دادید وحتی در سفرتان به شهرستان اردل گفتید در سال 89 باید دراستان 28 هزار شغل ایجاد شود ،الان چه گزارشی دارید تا ارائه کنید که بدانیم چقدر از این خواست شما اجرایی شده است ؟
درپایان تیرماه 89 گزارشی دادم وگفتم که در بهارسال 88 نرخ بیکاری 7/16بوده والان رسیده به 9/14 یعنی 8/1 درصد کاهش بیکاری را داشته ایم .سه استان در کشور کاهش بیکاری داشتند که یکی از آنها ما بودیم .وبقیه استانها افزایش بیکاری داشتند،ما آمار رسمی مرکز آماررا از بهار امسال به بعد را نداریم ولی قطعا وضع کاهش بیکاری ما خیلی کمترشده وحتما زیر 14 هستیم .ماطبق سند اشتغال باید درسال 14 هزار شغل ایجاد می کردیم .ما با دونوع محاسبه آماری اگر مسکن را جز اشتغال ثابت بدانیم ،چون بعضی ها اشتغال ایجاد شده در مسکن را اشتغال ثابت نمی داندد ومحل اشکال می دانند ،که بنظر من درست نیست الان می گویند به ازای هر 60 متر ساخت مسکن یک شغل ثابت شکل می گیرد قبلا می گفتند هر 50 متر .باید بدانید که در ساخت مسکن که فقط آن کارگر ساختمانی که نیست بلکه آیتم های فراوانی در ساختمان هست که اگر این را مدنظر قرار دهیم من می گویم از 28 هزار شغلی که عرض کرده ام گذشته ایم،چون امسال مسکن بویژه مسکن مهر رونق زیادی داشته است ومیزان صدور پروانه های ساختمانی در شهرهای استان بدون مسکن مهر نسبت به سال گذشته دوبرابر شده است وبرخلاف بعضی ها که می گویند مسکن راکد است ،ساخت مسکن راکد نیست بلکه قیمت مسکن متعادل شده واین حسن است که برای اولین بار در کشوررخ داده که مسکن ساخته می شود اما قیمت آن متعادل است وافزایش کاذب ندارد. در حوزه اشتغال اگر بدون مسکن را در نظر بگیریم در سایر حوزه ها تا 9 ماهه اول امسال 17 هزار شغل را ایجاد کرده ایم.
* عده ای معتقدند که ملاک اشتغال ایجاد شده تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گرفتن است ؛در حالیکه با این نگاه 17 هزار شغل شما محقق نمی شود چون سازمان تامین اجتماعی استان این نظر شمارا تائید نمی کند وآمار آنها خیلی کمتر از آمارشماست ؟
این نگاه غلط است ،ما این نظر را قبول نداریم که ایجاد اشتغال یعنی تحت پوشش بیمه قرار گرفتن ،این نظر خوبی نیست . بالاخره اشتغال از نظر سازمان جهانی کار یک پایه واصولی دارد وما تعریف آن سازمان را ملاک قرار می دهیم .من حاضرم برای 17 هزار شغل ایجاد شده کدملی ارائه کنم !!،یعنی ما در استان دوستان را درکارگروه اشتغال مجاب کردیم که برای من لیست بیاورند تا وقتی جهاد کشاورزی می گوید این تعداد شغل جدید ایجاد کرده ام باید برای من لیست با کدملی بیاورد که بشود بررسی کنیم وصحت وسقم آن را بدست آوریم .آن مشاغلی را که پایش کردیم وجدید بودن وواقعی بودنشان را احراز کردیم در 9 ماهه اول امسال 17 هزار شغل جدید بوده است وخیلی امیدوار هستیم که این عدد تا پایان امسال به 20 هزار برسد .ما اگر بتوانیم سالی 20 هزار شغل ایجاد کنیم و3 سال این را تداوم بدهیم امیدوارهستیم که در صد بیکاری استان را به زیر 10 درصد برسانیم.
* آقای استاندار شما اخیرا معاون سیاسی وامنیتی جدیدتان را منصوب کردید وفردی را انتخاب نمودید که سابقه نظامی وامنیتی دارد چرا از فردی در حوزه سیاسی استفاده نکردید ؟
البته اینجوری نیست ،ایشان خیلی سبقه امنیتی ندارد ...
* سبقه نظامی ،امنیتی شان برتری دارد؟
مابسیج را خیلی امنیتی نمی بینیم ،ایشان بیشتر فعالیتش بسیج بوده ودانشگاهی است ،اما بهرحال من در استان خیلی نیاز به کار سیاسی نمی بینم .استان بیش از آنکه نیاز به فضای سیاسی داشته باشد بیشتر به فضای با نشاط توسعه وپیشرفت نیازمند است.باید تمام تلاشمان را انجام بدهیم که از التهابات سیاسی در استان بکاهیم ودر استان کار بکنیم من خودم به اندازه کافی سیاسی هستم.معاونین من باید بروند در ساحت های دیگر کاربکنند .تمام صحبت های من با معاون جدید در زمینه مسائل اجتماعی وفرهنگی است ،از نظر من موضوعات سیاسی در رده آخر هستند ،استان به اندازه کافی سیاست زده به معنای حزب بازی وگروه بازی هست ....
* آقای عنابستانی الان در جامعه اینگونه برداشت می شود چون شما خود را وامدار گروههای سیاسی نمی دانید، یک نوع غرور دارید واین غرورتان را در برخورد با سیاسیون اعمال می کنید ودرواقع درحال تکروی هستید . چه دفاعی از خودتان دارید ؟
(خنده )،من با دوستان در همه امور ات مشورت می کنم ،اما تصمیم را خودم می گیرم .این اگر اسمش غرور است باید در حوزه مدیریت باشد.ما با نمایندگان عزیزمان ،سیاسیون ،افراد معتمدوبه همه عرض کرده ام که من کوچکترین فرد چهارمحال وبختیاری هستم اما تصمیم را من باید بگیرم چون پاسخگو من هستم.قرار نیست وقتی که من مسئول و پاسخگو هستم دیگران تصمیم بگیرند.آیا اینکه ما با دیگران مشورت بکنیم وخودمان تصمیم بگیریم این غرور است؟پس حتما این غرور برای مدیریت لازم است.اما اگر غرور نیست که نیست و من آن را غرور نمی دانم بلکه از سازوکارهای مدیریتی است.در قران هم آمده است که شما همه مشورت ها را انجام بده ووقتی تصمیم گرفتید بخدا توکل کنید.ولذا از نظر من قرار نیست که کسانی دیگر دخالت بکنند .من تا امروز در تصمیم گیریهایم (چه درست وچه غلط ) اجازه ندادم کسی دخالت بکندوچیزی را به من تحمیل بکنند ،نظر مشورتی دادندروی چشممان استفاده می کنیم واگر یک روزی در استان چهارمحال وبختیاری کسی بدون نظر من منصوب شد همانروز من از استان می روم.اصلا قرار نیست صحنه مدیریت ،صحنه ترکتازی ویکه تازی افراد مختلف باشد.مدیر در استان باید مدیریت کندویک نفرهم باید تصمیم بگیرد.این اشکال است که فکر می کنیم مشورت کردن یعنی تصمیم گرفتن همه ،ما مشورت می کنیم ،نظرات را می گیریم اما یک نفرتصمیم می گیرد.
* آیا شما قصد داریدیک فرهنگ جدید در مدیریت استان ابداع کنید چون بعضی ها بدنبال تعامل شما هستند نظرتان چیست ؟
بالاخره تعامل همینه دیگه ...
* در مقابل انتظارهست که شما نظرات دیگران را هم در نظر بگیرید؟
یکی از عزیزان نماینده می گفت من نماینده مردم هستم . من به ایشان گفتم شما نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی هستید،شما نماینده تام الاختیار مردم در همه حوزه ها نیستید!.مردم به شما رای دادند که بروید مجلس شورای اسلامی و آنجا قانونگذاری کنیدونظارت کنید برمن مجری،ولی باید وظیفه مان را درست بشناسیم.به ایشان گفتم منهم نماینده مردم هستم منتهی دراجرا.هرکسی باید ساحت خودش را بداند،شورای شهر هم نماینده مردم عزیزمان در اداره امور شهرهستند. هرکسی نمایند ه همان حوزه خودش است وباید ساحت خودمان را بدانیم.این را اگر درست فهمیدیم تعامل شکل می گیرد،هرکسی در حوزه خودش ،آنوقت من حتما برای نماینده مردم در مجلس ،برای روحانیت معظم، برای نخبگان وبرای فعالین سیاسی احترام قائل هستم.اما بالاخره تصمیم گیرنده من باید باشم.
* ببینید آقای احمدی نژاددر یک اقدام هنجارشکنانه یک سری روابط عرفی را شکستندوبا این تفصیل شما هم می خواهید در استان همین کار رابکنیدچون ازرفتاروگفتاری که بروز می دهیدتبعات همان هنجارشکنی را مشاهده می کنیم ،فکر نمی کنید این رفتار شما باعث اخلال در امور وکندی کارها بشودوشمارا به حاشیه ببرد .
ما که هیچوقت به حاشیه نمی رویم . ما در متن هستیم. ما الان در یک دوره گذارهستیم از یک نوع تفکر مدیریتی حاکم به نوعی دیگر از تفکر مدیریتی.یک نوع تفکر مدیریتی قائل به آهسته رفتن ،ملاحظه کاری کردن ،هوای همه را داشتن ،هیچکس دلخور نشودو...که بنظر ما اینجوری کارها می خوابدوبا سرعت پیش نمی رود. چرخ مملکت با این تفکر آهسته می چرخد.اما یک مدل تفکرمبتنی حفظ همه اما تصمیم شجاعانه وقاطعانه ،اینهم یک نوع تفکر مدیریتی است . ما باهیچکسی دعوا نداریم ،نظر مشورتی همه را می گیریم اما تصمیم قاطعانه،عمل قاطعانه ،شجاعانه وبه موقع چون کشور در حال گذاراست. این کش وقوس های شدیدی که امروزبین دولت ومجلس مشاهده می شودمربوط به این است که ما باید از این مرحله گذار عبور کنیم واین لرزشهاراهم دارد ولی انشاالله عبور می کنیم . بنظر ما اینجوری کارها می خوابدوبا سرعت پیش نمی رود. چرخ مملکت با این تفکر آهسته می چرخد.اما یک مدل تفکرمبتنی حفظ همه اما تصمیم شجاعانه وقاطعانه ،اینهم یک نوع تفکر مدیریتی است . ما باهیچکسی دعوا نداریم ،نظر مشورتی همه را می گیریم اما تصمیم قاطعانه،عمل قاطعانه ،شجاعانه وبه موقع چون کشور در حال گذاراست. این کش وقوس های شدیدی که امروزبین دولت ومجلس مشاهده می شودمربوط به این است که ما باید از این مرحله گذار عبور کنیم واین لرزشهاراهم دارد ولی انشاالله عبور می کنیم .
* اخیرا آقای حیدری یکی از نمایندگان مردم در مجلس شما ومجموعه مدیریتی نتان را به ناکارآمدی متهم کرده واعلام نموده که ناگفته هایی دارم که به مردم خواهم گفت ،خاستگاه این نوع تفکر چیست وچه پاسخی دارید ؟
من برای همه تفکرات احترام قائلم ،اما این عزیزی که می فرمائیدهیچوقت نیامده که با من صحبت بکند که ببینم راجع به چه موضوعاتی نظر دارند.اخیراهم که شروع کرده اند به صحبت های تریبونی وبامن هم در هیچ موضوعی حرف نزده اند .حتی وقتی شنیدم که ایشان ناراحت هستند با او تماس گرفتم که تشریف بیاورند استـانداری تـا حرفهایشان را بشنویم وبدانیم مشکل کجاست؟ ولی فعلا ایشان تشخیص داده بجای اینکه حرفهایش را رودررو بگویدبرودواز پشت تریبونها بگوید که ما هم به این تشخیصشان احترام می گذاریم وتصمیم هم ندارم که به ایشان پاسخ بدهم.اما چیزی که می خواهم بگویم این است ما یک دایره بسته ای را متاسفانه برای خود تصور می کنیم که خلاف منویات مقام معظم رهبری وبر خلاف منویات عقل ومنطق است.دایره بسته ای تصور می کنیم که هرکس در این دایره بسته بود می گوئیم این از ماست وهرکس در این دایره نبود می گویم از مانیست وبر ماست. این شیوه غلطه ،خیلی هم غلطه .بسادگی افراد را متهم می کنیم به تفکرات آنچنانی ،به فساد آنچنانی ،به مسائل آنچنانی فقط به این دلیل که این فرد در حلقه مانیست.ما این رفتاررا قبول نداریم،من بارها عرض کردم بسیاری از دوستان که که عزیزان ما هستندودر جرگه اصولگرایی هستندوبه آنها ارادت داریم،بعضی ازرفتارهای اینچنینی شان باعث شده که بین تفکر ما وتفکر آنهاشکاف زیادبشودکه بین ما زاویه زیادی ایجادشودوخودش را هم نشان بدهد.برای همین رفتارها من قبول ندارم و نمی پذیرم که اگر کسی از من انتقاد کرداین می شودمخالف من ،مخالف نظام ،یا بعضا دوم خردادی .انگ دوم خردادی به کسانیکه منصوب کرده ایم می زنند ،الان انگ دوم خردادی به خود من می زنند ومی گویند که این خودش هم دوم خردادی است (خنده ).حالا اگر شمارا منصوب نکردم دوم خردادی شدم ؟اگر از تیم شما نگذاشتم من چپ هستم؟
* آقای عنابستانی شما خودتان را از کدام طیف اصولگرایان می دانید ؟
من اصولگرایم ،اصولگرایی طیف ندارد!!
* اصولگرای اصلاح طلب یا اصلاح طلب اصولگرا هستید ؟
نخیر ،من اصولگرایی را طیفدار نمی دانم .اصولگرایی به معنای یک حزب طیف های مختلفی پیدا می کنداما اصولگرایی به معنای یک تفکر دیگر طیف ندارد.
* بهرحال این تفکر الان در کشور با سه یا چهار روش ومنش عمل می کند.شما جزو تیم آقای احمدی نژاد هستیدوقطعا به این طیف وابسته هستیدچرا می گوئید نه؟
اصولگرایی شاخص هایی دارد ،من شاخص های اصولگرایی را تعریف مقام معظم رهبری از اصولگرایی می دانم.براساس این شاخص ها ،اصولگرایی تفکری است که باید در همه کشور حاکم بشودودر همه عرصه ها.این را "آقا " می فرمایند من نمی گویم.می دانید که ساحت مقام معظم رهبری از حزب وحزب بازی بدور است واین اصولگرایی که " آقا " می فرمایند باید درهمه کشور حاکم شودبه معنای یک حزب ،باند وگروه سیاسی نیست این اصولگرایی یک تفکر مبتنی بر تمامیت دین درتمام عرصه های اجراست که باید در همه جامعه حاکم بشود.لذا من بر آن مبنااصولگرایم ومحکم هم پای اصول می ایستم.اصولگرایی یعنی اینکه فرد سر بزنگاه منافع خودش ،حزبش ،گروهش ،قومش وشهرش را همه کنار بگذاردومنافع اصول را در نظر بگیرد.بسیاری از دوستان ما خودشان راجزو اصولگرایان حساب می کنند در حزب اصولگرایی هستنداما سر بزنگاه بخاطر منافع خودشان همه چیز را فدا می کنند. بخاطر منافع حزبشان همه چیز را فدا می کنند که من آنها را اصولگرا نمی دانم.اصولگرایی یعنی ایستادن پای اصول.من یک نفر را منصوب می کنم با همه سوابق روشن سیاسی واجتماعی که دارد یک دفعه هجمه عظیمی شروع می شود وانگ های مختلف می زنند که چرا این را گذاشتید واز شهر ما نگذاشتید،من ترجیح می دهد اصولگرا نمی دانم.اصولگرا یی یعنی ایستادن پای اصول ،اصولگرایی یعنی وقتی مقام معظم رهبری کلامی را گفتند باید بگوئیم سمعا وطاعتا ،نه اینکه چیزی را "آقا " می فرمایند اگر به نفع ماست قبول می کنیم وآنجایی که امر ولایت به ضررمان است می گویند این با ما نیست والان مخاطب مانبودیم یا می گویند این به این دلیل قابل عمل نیست بعد اسمشان را می گذارند اصولگرا .شما در جریانات اخیر مجلس ومجمع تشخیص مصلحت این رگه ها را می بینید.
اصلا شمامن را وارد بحث های سیاسی کردید و می خواهم بگویم که اصولگرایی یعنی پای اصول ایستادن هرچند که به نفعت نباشد.
* شما فکر می کنید چه باید کرد که فرهنگ تخریب از بین برود ؟
باید فرهنگسازی کنیم ،اینکه می گویم مدیریت ما باید خدا محور باشد واقعا باید که همه چیزمان برای خدا باشد،قدممان ،هدفمان ،حرکتمان و... باید برای خدا باشدنباید برای گروهمان ،قوممان ،حزبمان وهمپالگی هایمان باشد اگر برای خدا بود اینها حل می شود ،البته اینها همیشه بوده وهست ومن دنبال نیستم که اینها حل بشود وجمع بشود ولی من را درگیر خودش نخواهد کرد.من کار خودم را می کنم . من اصولگرا هستم اما" راستی" نیستم .من خودم را "راستی " به معنای جناح راست نمی دانم !!...
* ولی جناح راست پایه گذار ومبنای اصولگرایی بوده است ؟
باز شما که اصولگرایی را به معنای حزب تعریف کردید
* بله بالاخره همینجوره آقای احمدی نژاد ودوستان دیگری که الان در راس مدیریت کشور هستند یک روزی خودشان از ارکان جناح راست بودند.
اینجوری نیست ...
* دقیقا همینجوره آقای استاندار،شما چطور می گوئید نیست ؟ آقای احمدی نژاد عضو جامعه اسلامی مهندسین کشور بوده واین جامعه اسلامی از ارکان در خط اول جناح راست بوده حالا چطور می گوئید نه ؟
در سنوات گذشته در فعالیت های سیاسی بویژه در دوران اصلاحات ماها خیلی کارمی کردیم .من الان بحث آقای احمدی نژاد را ندارم ولی خودایشان همین مبنا را داشت.ما به بسیاری ازرفتارهای دوستان خودمان در مجموعه ای که به ما منتسب بودند وما به آنها منتسب بودیم بنام جناح راست ایرادات عمیق داشتیم ،داشتن این ایرادات باعث می شد که فاصله مان با آنها از فاصله مان با اصلاح طلبان دارای شکاف بیشتری شود .من با رفتارهای عزیزانی که به اسم "راست " در کشور حکومت کردند متاسفانه مقدمات روی کار آمدن اصلاحات را فراهم کردند وبعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد همه رفتند در یک خانه وباهم ایستادنداختلاف مبنایی داشتیم وبعدا هم ثابت شدکه آنها با اصلاح طلبان یک مسیر را می روند منتهی اصلاح طلبان با یک شعار دیگر وآنها با شعار دیگری همانوقت هم گفتیم که ما راستی نیستیم،ما راستی به این معنا نیستیم به معنای تجمل گرایی ،به معنای استفاده از رانت ها به معنای استفاده از دین برای رسیدن به منافع شخصی .....
* یعنی شما معتقد هستید همه راستی ها اینجوری بودند؟
نه ،نه ، طیفی که امروز جاشون معلومه ،این طیف امروز دست بدست همانهایی دادند که ظاهرا با هم مخالف بودند.وآنهایی که دین را تخدیر بشریت می دانستند در دوره اصلاحات ،آن طیفی که ما به انها انتقاد داریم دست بدست هم دادند و در یکجا هستند ....
* یعنی شما معتقدید الان در بین هواداران آقای احمدی نژاد همه رفتارها درست است ؟
من معتقد نیستم که همه طرفداران آقای احمدی نژاد رفتارهای درست دارند،من می گویم حرکت کلی درست شده ،جهت کلی درست شده است. هرکسی که رفتارش منطبق با اصول دینی نباشد ،اصول دینی نه آن شعارهایی که در سالهای پس از جنگ به اسم اصول دین می دادیم وکار عیر دینی می کردیم وراحت می گفتند که اسلام نظام اقتصادی ندارد والانهم می گویند بعد اسمشان چی بود دین ،اسمشان بود راستی ها ما آن جناح راست وبه تعبیرحزبی امروزی اصولگرایی ما اینها را قبول نداشتیم ا لانهم می گوئیم بر مبنای تفکرات اسلامی هرکس معتقد بود اورا اصولگرا می دانیم وآقا هم شرایطش را تعریف کرده اند وهرکسی که معتقد نبود اصولگرا نیست حالا می خواهد در این جرگه باشد می خواهد نباشد.
* شما در مدیریت خودتان در استان چقدر از این سیره وروشی که می گوئید در برخورد با گروههای سیاسی استفاده می کنیدکه آنها را جذب یا دفع کنید ؟
ما اصلا مبنای دفع هیچ گروه سیاسی را نداریم ....
* با این تعاریفی که ارائه کردید خیلی ها در زاویه دید شما نمی گنجند.
باشه ،ما بعنوان یک انسان دارای اندیشه سیاسی هستیم اما در حوزه عمل قصه فرق می کند. در حوزه عمل من بعنوان استاندار باید جایگاه پدر استان را داشته باشم وقرارنیست که همه اعضای خانواده در استان نظرات بنده را قبول داشته باشند وبپذیرند. هرکسی هر نظری که دارد کاملا محترم است وروی چشممان جای دارد ،و بعنوان استاندارتلاش می کنیم که همه نظرات دوستان رابگیریم و آنهایی را که خوب است استفاده بکنیم وتا کنون دوجلسه هم اندیشی سیاسی داشته ایم وباز هم می گذاریم .همه گروههای سیاسی استان حتی گروههایی که جزو اصولگرایان حساب نمی شوند ولی انقلاب ،نظام وولایت را قبول داشته باشند را از نظراتشان استفاده می کنیم .اما بالخره ما هم نظراتی داریم که نظرات ما نیز باید به عنوان قواعد دمکراسی مورد پذیرش قرار بگیرد.
* از حوصله ای که بخرج دادید تشکر می کنم
منهم از شما تشکر می کنم.