وب سایت شخصی علی اصغر عنابستانی

مقالات

Notice: Undefined variable: fieldWhere in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 164 Notice: Undefined variable: shart in /home/anabestani/domains/anabestani.com/public_html/include/dbConnectorClass.php on line 176
pdf

چه كسي و چرا باخت؟


در انتخابات 24 خرداد ماه نتيجه اي رقم خورد كه بعضي از اصولگرايان تلاش مي كنند از حصول آن ابراز شگفتي كنند و به شكلي وانمود مي شود كه انگار اتفاق خاصي رخ داده و نتيجه اي غير قابل پيش بيني رقم خورده و از اين زاويه تلاش مي شود دلايل حصول چنين نتيجه غير قابل باوري را احصاء و براي آن تحليل بگذارند . به نظر حقير اشتباه عزيزان از همان فرض اوليه شروع مي شود يعني اينكه نتيجه حاصله اصلاً‌شگفت آور و غير قابل پيش بيني نبود.

يكي از قوانين مهم جهان قانون پژواك عمل است به قول مولوي :

اين جهان كوه است و فعل ماندا***************بازگردد اين نداها را صدا

بديهي است كه اگر گندم بكاري جو درو نخواهي كرد كه:

از مكافات عمل غافل مشو*************** گندم از گندم برويد جو ز جو

- اصولگرايان مكافات كدام عمل را پس مي دهند ؟
- به راستي دوره 8 ساله احمدي نژاد به عنوان دوره حاكميت اصولگرايان قابل دفاع نيست؟
- وآيا نتيجه معقول و منطقي عملكرد دولت آقاي احمدي نژاد رويكرد مردم به كارگزاران سازندگي و بازگشت تفكرات سكولاري در انديشه و ليبرالي در عمل است ؟
- و اگر چنين باشد سواي از همه تأييدات مقام معظم رهبري از دولت آقاي احمدي نژاد با اين تعبير ايشان كه احمدي نژاد و گفتمان او انقلاب را به ريل اصلي خود برگرداند چه بايد كرد ؟
- و آيا مي شود نتيجه انتخابات را رأي مردم براي خروج انقلاب از ريل خود قلمداد كرد ؟

در خصوص پاسخ به سؤالات فوق و صدها سؤال ديگري مثل اين اجمالاً‌ بايد چند نكته را مورد نظر قرار داد .
1- احمدي نژاد هيچ گاه خود را كانديداي اصولگرايان ندانست حافظه سياسي كشور جلسه وحدت اصولگرايان به ميدانداري آقاي ناطق نوري در زمستان 83 و برخورد سرد و عدم شركت احمدي نژاد در آن جلسه را از ياد نخواهد برد . نگارنده به خاطر دارم كه وقتي براي عدم شركت در آن جلسه از ايشان گله كردم گفت اولاً‌من اين نوع تفكر را اصولگرائي نمي دانم و ثانياً اگر اصولگرائي است من جزء آن نيستم .
در طول 8سال دوره رياست جمهوري نيز او هميشه خود را از همه جريانات و احزاب و گروهها مبرا مي دانست و حتي در مقابل اصرار فراوان اطرافيان و حاميان اصلي اش در سال 84 مبني بر سازماندهي حاميان و احياناً‌ ايجاد يك تشكل منسجم مخالفت كرد و تا آخر بر اين عقيده ثابت قدم ماند . پس جريان اصولگرائي به مثابه يك حزب نمي تواند بروز و ظهور احمدي نژاد را به خودش منتسب كند.
2- ترديدي نيست كه تمام بدنه اصلي دولتهاي نهم ودهم را جريان فكري اصولگرايي تشكيل مي داد و در طول 8 سال گذشته اين طيف اصولگرا بود كه با توسل به ظهور احمدي نژاد به عرصه اجرايي كشور وارد شد و آن را به دست گرفت و اين جريان نمي تواند خود را از مسئوليت آنچه در طول دولتهاي نهم و دهم گذشته بري كند . اگر خوبي بوده به نام جريان اصولگرائي نوشته شد و اگر بدي بوده حتماً‌اين جريان بايد پاسخگوي آن باشد چه احمدي نژاد و اصولگرايان اين را قبول داشته باشند و چه نداشته باشند مردم 8 سال گذشته را متعلق به جريان اصولگرائي مي دانند.
3- جريان ناب اصولگرائي و حزب الله و گفتمان ناب انقلاب به جز دوره احمدي نژاد هيچگاه فرصت حكومت نداشته است (دوره يك ماهه و اندي شهيد رجائي را استثناء كنيد).
دولت ميرحسين موسوي در كنترل جريان چپ تندرو زمان خود بود دولت هاشمي رفسنجاني كه به ظاهر از جناح راست آن زمان درون خود داشت ،‌ تحت كنترل كامل تكنوكراتهاي ليبرال مسلك بود و دولت سيد محمد خاتمي را نيز تندروهاي چپ جديد كه مروج انديشه هاي سكولاريستي بودند اداره مي كردند اصولگرايان يا همان جريان راست قديم هم هيچ گاه نتوانسته اند رأي مردم را بدست آورند كانديداي مشخص آنها در صحنه رقابت سال 84 دكتر علي لاريجاني بود كه شعارهواي تازه اش فقط 5/2 ميليون طرفدار پيدا كرد وهمينها در سال 92 به 2/2 ميليون كاهش يافتند كه به دولت متمم علي اكبر ولايتي رأي دادند.
فقط در طول 8 سال دوره آقاي احمدي نژاد (راجع به 2 سال اخير توضيح خواهم داد) بود كه اصولگرايان بدون اينكه تلاش مؤثري براي جلب رأي مردم داشته باشند بر حكومت نشستند و همه اركان اجرائي كشور را از صدرتا ذيل تصاحب كردند.
4- كارنامه عملكرد دولتهاي نهم و دهم در حوزه هاي مختلف درخشان و قابل دفاع است آنچه در حوزه هاي مختلف رخ داده بعضاً‌ در مقايسه با مدت مشابه قبل چندين برابر است . اميد و خودباوري به كشور بازگشته است . سرعت حركت پيشرفت كشور چند برابر شده است در بسياري از حوزه ها شرايط به شكلي پيش رفته كه ايران جزء چند كشور اول جهان است در طول دولتهاي نهم و دهم اتفاقاتي افتاده كه هريك به تنهايي براي صدور حكم به موفقيت يك دولت كافي است ، پيشرفت هاي علمي و رسيدن ايران به رتبه چهاردهم جهان ، سرعت شگرف افزايش اختراعات و ابتكارات ، فرستادن ماهواره به فضا ،‌كامل شدن چرخه كامل سوخت هسته اي ،‌پيشرفتهاي عظيم عرصه پزشكي ،‌اجراي سهميه بندي سوخت و سپس هدفمندي يارانه ها ، پيشي گرفتن تعداد مسكن موجود كشور از تعداد خانوارها براي اولين بار با اجراي طرح مسكن مهر، واگذاري سهام عدالت به بيش از 40 ميليون ايراني ،‌كاهش فاصله طبقاتي (ضريب جيني) ،كاهش نرخ بيكاري و يا حداقل ثابت نگه داشتن آن با توجه به اينكه رشد جمعيت دهه 60 دراين سالها به سن اشتغال رسيد و موج فراگير تقاضاي كار ايجاد شد ، ‌كاهش فاصله دولت با ملت با سفرهاي استاني رشد چشمگير سرعت سازندگي ايران با گرايش محروميت زدايي و ساختن همه ايران رشد چشمگير صنعت و توليدات مهم صنعتي كشور ، عزت و سرافرازي ايران در عرصه بين المللي به شكلي كه امروز هيچ معادله جهاني بدون حضور و اثر ايران حل شدني نيست و دهها افتخار ديگر كه در اين سالها رخ داده است اينجانب معتقدم دولت نهم آقاي احمدي نژاد بي نظيرترين دولت تاريخ معاصر ايران در همه عرصه هاست و بعيد مي دانم در سالهاي اخير چنين دولت پركاري بروز و ظهور داشته باشد.
هرچند در دو سال اخير به دلايل مختلف از جمله تحريم هاي گسترده دشمن و سوء استفاده عناصر داخلي از شرايط پيش آمده ، سوء مديريتهاي موجود كه عمدتاً به دليل ناهماهنگي قوا و بعضي خصوصيات غير صحيح موجود در دولت و ... فشارهاي اقتصادي و تورم فزاينده و كاهش ارزش پول ملي مردم را به شدت آزرده خاطر نموده است اما با وجود اشكالات موجود عملكرد دولت كاملاًمثبت و قابل دفاع است .
5- تقريباً‌از ابتداي دولت نهم اختلاف نگرش محسوسي در طرفداران اوليه گفتمان اسلام ناب و حاميان تشكيل دولت اسلامي در سال 84 ( گفتمان سوم تير) و گردانندگان دولت احمدي نژاد شكل گرفت . صرف نظر از چرايي شكل گيري اين شكاف و علل و عوامل آن كه به خوبي مي توان رد پاي جريان شكست خورده سوم تير 84 را در آن مشاهده كرد اين شكاف به مرور عميق تر شد و با ماجراي عزل وزير اطلاعات وارد مرحله جديدي شد و به انحراف در دولت تعبير شد. در اين دو سال اخير با وجود نكات مثبت فراوان گذشته در دولت احمدي نژاد جريان اصولگرائي و حتي حاميان گفتمان انقلاب تلاش كردند خود را از دولت كنار بكشند برخي با تشكيل جبهه پايداري تلاش كردند گفتمان سوم تير را بدون احمدي نژاد پايدار نگه دارند و بدنه جريان راست كه از اول هم چندان روي خوشي به احمدي نژاد نداشتند و فقط كار بي قفه و عملكرد درخشان دولت و تأييدات بي وقفه مقام معظم رهبري موجب شده بود همراه دولت باشند بهانه اي جدي و خوب براي دشمني يافتند و هرجه توانستند بر عليه دولتي كه منتسب به خودشان بود انجام دادند.
6- قبل از جريان رقابتهاي انتخابات سال 84 چهار ضلع جدي براي رقابت متصور بود.
گفتمان اصلاحات و همه توابع آن ، گفتمان اصولگرائي (جناح راست) ، گفتمان انقلاب (سوم تير) و گفتمان دولت اين يعني اينكه جريان راست كه ظاهراً‌پيروز در سوم تير 84 بود حداقل به 3 بخش تقسيم شده بود. كه احتمال ائتلاف و وحدت آنها نيز تقريباً‌صفر بود پس وقتي تفكري چنان به شاخه هاي متعدد تقسيم مي شود كه احتمال وحدت دروني صفر مي شود ديگر نمي توان آن را يك جريان فكري دانست و صرف نظر از عدم حضور نماينده گفتمان دولت در عرصه رقابت شكاف آن دوي ديگر در مناظره ها به خوبي مشاهده شد.
7- در عرصه رقابت آنچه به خوبي مشخص بود عدم حضور نماينده ضلع گفتمان موجود دولت از چهار ضلعي گفتمانهاي موجود كشور كه مقصر اين عدم حضور را بايد به تمامه به حساب شخصي آقاي احمدي نژاد نوشت كه برروي كانديدائي متمركز شد كه درست يا غلط حساسيت فضاي رواني جامعه نسبت به وي بالا بود و احتمال احراز صلاحيتش بسيار اندك و عدم پيش بيني گزينه جايگزين باعث شد در عرصه رقابت هيچ گزينه اي حداقل براي دفاع از عملكرد هشت سال گذشته وجود نداشته باشد.
8- سايركانديداهاي اصولگرا كه عملكرد دولت خواه ناخواه به حساب آنها نوشته شده بود استراتژي غلطي را در تبليغات انتخاباتي در پيش گرفتند . آنها به دليل فشارهاي اقتصادي ماههاي اخير و فشارهاي رواني موجود بر عليه جريان انحرافي ترجيح دادند از خير نقاط قوت عملكرد 8 ساله گذشته اصولگرائي بگذرند هيچ كدام از آنها نه تنها هيچ اشاره اي به نقاط قوت دولت اصولگرا در 8 سال گذشته كه اتفاقاً‌ كم هم نيست نكردند و نه تنها در مقابل هجمه شديد كانديداهاي مخالف جريان دفاعي نكردند بلكه به اتفاق تبديل به تريبون نقد و تخريب 8 سال گذشته شدند و خود تيشه برداشته به ريشه خويش كوبيدند . از يكي دوجمله آقاي حداد عادل ويك جمله آقاي جليلي در طول 20روز تبليغات انتخابات در مناظره سوم كه بگذريم تمام رسانه ملي حداقل روزانه 10 ساعت بر عليه پركارترين دولت ايران برنامه تبليغاتي پخش كرد و با آمار و ارقام نه چندان درست همه خدمات را در ذهن مردم مخدوش كرد. اصولگرايان خود در اين عرصه تخريب پيشگام بودند. 8 كانديدا در يك ميدان بدون رقيب و يك طرفه فقط به نقد دولتهاي نهم و دهم پرداختند ميدان نقدي كه هيچ پاسخگوئي براي آن نبود . اصولگرايان ناخواسته پشتوانه كارآمدي خود را تخريب كردند و توانائي خود را به شدت زير سؤال بردند. مردم مي پرسند اگر 8 سال گذشته اين مقدار بد و خراب بوده به چه دليلي بازهم بايد به كساني رأي بدهند كه همان مسير را طي مي كنند. پس رأي مردم به جريان مقابل اصولگرائي با اين وضعيت امري منطقي بود چرا كه :
چون تيز نظر كرد پر خويش درآن ديد گفتا زكه ناليم كه از ماست كه برماست .
9- تحليل غلط اصولگرايان از ميزان محبوبيت واقعي كه بين مردم دارند نيز باعث شد كه هيچ كدام حاضر به ترك صحنه و رسيدن به وحدت در عرصه رقابت با وجود ائتلافهاي قبلي نشود البته به نظر اينجانب وحدت گفتمان انقلاب با گفتمان سنتي راست اصولاً به دلايل مبنائي امكان پذيرنيست و اينها اصلاً‌يك گفتمان باجهتهاي مختلف كه قابل ائتلاف باشند نيستند اما درون گفتمان راست انصراف آقاي ولايتي به نفع قاليباف هم ممكن بود و مي توانست بخشي از موج گرايش به آقاي حسن روحاني را كنترل و حداقل انتخابات را به دور دوم بكشاند كه چنين نشد.
10- از آنچه گفته شد نتيجه گرفته مي شود كه اولاً‌رأي مردم «نه» به عملكرد 8 ساله اصولگرائي نبود بلكه «نه» به كساني بود كه تمام قد منتقد عملكرد احمدي نژاد بودند و برنامه جديدي هم براي جايگزيني آن نداشتند از سوي ديگر احمدي نژاد در كنار مردم پيروز انتخابات بود او بر خلاف همه گمانه زني هاي قبلي در خصوص عدم احرازصلاحيت نامزد مورد نظرش سكوت اختياركرد و پيگيري را به ساز و كارهاي قانوني سپرد و درمقابل آن تمكين كرد مردم را به شركت در انتخابات دعوت كرد و در ايام تبليغات در مقابل همه هجمه هاي سنگين بر عليه او و دولتهايش سكوت اختيار كرد تا انتخابات به نحو شايسته اي برگزار گردد پس احمدي نژاد پيروز با افتخار اين صحنه است .
اينجانب برآن نيستم كه اشكالات وارده به ايشان و به ويژه نقدهاي وارده در خصوص نحله انحرافي را نديده بگيرم بلكه معتقدم چنانچه اصولگرايان و به ويژه نماينده گفتمان انقلاب كه غرابت بيشتري با احمدي نژاد داشتند از فرصت عدم حضور نماينده گفتمان دولت استفاده مي كرد و واقع بينانه نقاط قوت دولت را مي ديد و برآن تكيه مي كرد و نقاط ضعف را احصاء و به مردم قول مي داد كه آن را از دولت خود در آينده دور خواهد كرد شايد شرايط بهتر از اين رقم مي خورد و مردم مجبور نبودند به كانديداي مخالف گفتمان انقلاب رأي دهند.

محمد شنبه 1393/01/16سلام. احسنت به تحلیل شما. ای کاش بصیرت امثال ولایتی و قالباف هم اینقدر بود.